علی قشمی
شبکه های اجتماعی به عنوان یکی از سازه های اصلی فضای مجازی، نقش بی بدیلی در مشارکت مردم و افکار عمومی در حوزه های مختلف دارند و یکی از موضوعات برجسته و دغدغه بسیار مهم مردم در جامعه ایرانی، موضوع عدالت است. شبکه های اجتماعی به دلیل کنترل ناپذیری، متکثر بودن، تعاملی بودن و سرعت عمل، توانایی بسیار زیادی در گفتمان سازی در جامعه دارند و به کسری از ثانیه می توانند یک موضوع را در گستره ملی و حتی جهانی به گردش درآورند.
امروزه یکی از موضوعات و دغدغه های فکری و روانی مردم، مساله عدالت اجتماعی در همه سطوح است که بر همین مبنا، گفتمان عدالت خواهی در رسانه های مختلف رسمی و غیر رسمی مطرح و به عنوان یکی از اولویتهای شبکه های اجتماعی نیز مطرح است. اما آیا شبکه های اجتماعی، ابزار مناسبی برای عدالت طلبی، هستند؟

مزیتها:
۱- اصلی ترین مزیت شبکه های اجتماعی، ماهیت افقی آن است که همه اعضا با یک شماره تلفن همراه، به عنوان یک شهروند دارای شخصیت و نظر در فضای مجازی شناخته می شوند و ماهیت عمودی ندارد و همین امر خود، یک نشانی از عدالت دارد.
۲- یکی دیگر از نقاط قوت شبکه های اجتماعی، نبود فیلترینگ، دروازه بانی و امکان انعکاس تمامی رویدادها در کمترین زمان ممکن است و این امر می تواند موجب حذف گزینشگری سلیقه ای گردد.
۳- از دیگر نقاط قوت شبکه های اجتماعی، رویکرد مصداقی در موضوعات عدالتخواهانه و بیان جزئیات مشکلات است؛ به گونه ای که باورپذیری بیشتری درباره بی عدالتی را ممکن می سازد.
۴- همچنین شبکه های اجتماعی، به پشتوانه افکار عمومی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند مسئولان و یا متولیان امر را به اصلاح رفتار اشتباه وادار کنند(همانند جلوگیری از رفتن نمایندگان مجلس به جام جهانی روسیه و …)

معایب:
۱- یکی از نقاط ضعف اصلی شبکه های اجتماعی، نبود کنترل کیفی مطالب است به این معنا که انتشار تمامی مطالب با دغدغه عدالت طلبی لزوما صحیح نیست به این معنا که، تصور مفهوم عدالت در افکار عمومی، بعضا غلط و مبتنی بر مساوات و برابری است و همین امر، یک تفکر ضد عدالت است و همین مسیر، به دلیل هیجانی بودن و اثرگذاری بیشتر در بین کاربران فضای مجازی، به دلیل جذابیت بیشتر، موجب بی عدالتی در قضاوت درباره دیگران می شود و حق الناس را در پی دارد.
۲- از دیگر مشکلات موجود، نبود اعتبارسنجی است یعنی مستند و واقعی بودن اسناد، مدارک و اطلاعات منتشره ممکن نیست و با آبروریزی از یک فرد، دیگر امکان احیای شخصیت او وجود ندارد و این، عین بی عدالتی است.
۳- همچنین از مشکلات موجود در این زمینه بخصوص در فضای مجازی در ایران، غفلت از خود و پرداختن به دیگران است یعنی خود کاربران، سهمی برای خود در عدالت طلبی و اصلاح فساد در جامعه قائل نیستند و فقط دیگران را مقصر و یا متولی می دانند.
۴- یکی دیگر از مشکلات در این زمینه ضرب المثل “طوفان در فنجان” است؛ به این معنا که، موضوع و یا معضل مورد اشاره آنقدرها هم مهم نیست که اینهمه پوشش رسانه ای داده شود و گسترش یابد و مثل مورچه گرفتار شده در فنجان است که فکر می کند دنیا را آب برده است!
۵- عدم تعریف درست از عدالت و نادیده گرفتن تلاش و همت افراد موفق در عرصه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی موجب می گردد هم شخصیتهای برجسته دچار یأس و ناراحتی شوند و هم جامعه دچار سرخوردگی شده و دست از تلاش و همت بردارد و فکر کند همه با دزدی، پارتی و پول به جایی رسیده اند؛ در حالی که لزوما اینگونه نیست.

چاره کار، داشتن تعریف صحیح از عدالت، استفاده بجا از شبکه های اجتماعی و رعایت اخلاق اجتماعی و رسانه ای است.

X
شروع برنامه عزاداری دهه ی محرم هرشب از ساعت 21:30