پ
پ

#ببینید 🎥
#روایت_جنگ

حسینیه عزیزم، تو را چه شده است!!!
مگر میشود به تو هم تجاوز کنند، مگر قدرتش را دارند؟!
حسینیه عزیزم، تو خانه دوم من در زندگی ام بودی، هستی و خواهی بود.
نمیدانم عشقی را که به تو دارم با چه زبانی بیان کنم؟، اصلا مگر کلماتی هستند که این عشق را توصیف کنند، همانطوریکه حتی حروفی را هم پیدا نمیکنم و نمیدانم کدام حروف را کنار هم بچینم که داغی که بر دلم نشانده را وصف کنند..!

من از سه سالگی همانند دختر سه ساله ات رقیه (س) در زیر علم و بیرق تو پروش یافته و رشد کرده ام. از بازی های کودکانه ام بگویم یا از نوکری هایم؟ کدام را وصف کنم که هر لحظه ای که از حضورم در صحن و سرایت یاد میکنم، اشک هایم مانند سیلی جاری میشوند که هیچ سدی توانایی مهار کردنش را ندارد.🥺😭🖤

قسم به خون های ریخته شده در بارگاهت، عاشقانه به زائرانت در تک تک لحظات حضورم در لباس نوکری خدمت کرده ام و ذره ای احساس پشیمانی نکرده، بلکه روز به روز مشتاق تر و پر ذوق و شوق میشوم.

گرچه زخم برداشته ای اما با تلاش و امید به یکدیگر دل ها را به هم پیوند میزنیم و مرهمی میشویم بر زخم ها و جراحاتت و بهتر از قبل میسازیمت. ❤️‍🩹

این واقعه عظیم تا ابد و تا روز قیامت در یادها و در تاریخ به یادگار خواهد ماند که امروز نیز کربلای دیگری در جهان رقم خورد، که با امید به خداوند قطعا دشمنانت در آینده ای نزدیک نابود خواهند شد و این پرچم را به دست مهدی صاحب الزمان (عج) میدهیم انشاالله 🤲
حسینیه عزیزم، صاحبت پدر من و تمام شیعیان جهان است، محکم و استوار بمان ای تکیه گاه ابدی من!!! ❤️

#قلم_خانم_نصیری

🕌حسینیه اعظم زنجان

@haz_ir

https://aparat.com/v/dbf7z34

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.