آرشیو » مذهبي

گفت برم پسرمو آزاد کنم که چی بشه؟ تو دنیای بدون حسین زندگی کنه…؟
1405/04/01

گفت برم پسرمو آزاد کنم که چی بشه؟ تو دنیای بدون حسین زندگی کنه…؟

گفت برم پسرمو آزاد کنم که چی بشه؟ تو دنیای بدون حسین زندگی کنه…؟ حجت‌الاسلام #طباطبایی_نژاد #شب_دوم برای مشاهده کلیپ روی لینک زیر کلیک کنید https://aparat.com/v/ctk96z5

هیاتی کار کردن…
1397/06/30

هیاتی کار کردن…

هیاتی کار کردن… 10 ویژگی مدیریت هیاتی حتما شما هم شنیدید؛ کار بی نظم و بدون برنامه را می گویند هیاتی عمل کردن. اتهام بزرگی است. پیشنهاد می کنم این محرم، مسئولین محترم یکبار با نگاه سبک مدیریت تراز و الگو، هیات را ارزیابی کنند؛ خاصه هیات های قدیمی و اصیل. اما ویژگی مدیریت هیاتی […]

روایت اشک…
1397/06/29

روایت اشک…

من اشکم… همان اشکی که زهرا (س) ریخت برای مظلومیت علی (ع)… همان اشکی که علی (ع) در نخلستان به داخل چاه ریخت در فراق زهرا (س)… آری… من همان اشکم که حسن (ع) ریخت برای سادگی و مظلومیت مسلمانان و جگر پاره شدنش… من همان اشکم که حسین (ع) داخل گودال ریخت برای آتش […]

نینوا داغدار می شود…
1397/06/29

نینوا داغدار می شود…

عاشوراست… روز دهم.. صدای چکاچک شمشیرها به گوش می رسد… زینب(س)، رقیه را بغل گرفته است و برایش از آب می گوید… از ابوالفضل علمدار… و سکینه گوشه ای نشسته است…به عمو می اندیشد… به اینکه اگر لب باز کند و بگوید آب، عمو به لب فرات می رسد… باب الحوائج است او… رباب علی […]

محفل انس با قرآن در حسینیه اعظم زنجان برگزار شد
1397/06/28

محفل انس با قرآن در حسینیه اعظم زنجان برگزار شد

محفل انس با قرآن، عصر تاسوعا با حضور قاریان برتر استانی در حسینیه اعظم برگزار شد و ثواب قرائت آن نیز، به شهدای کربلا هدیه شد. این محفل قرآنی، هر هفته، چهارشنبه به همت پایگاه 13 حسینیه اعظم با حضور قاریان جوان و نوجوان برگزار می شود که این هفته، به دلیل متقارن شدن آن […]

می نویسم عبـــــــــــاس…بخوان حسیــــــن(ع)
1397/06/27

می نویسم عبـــــــــــاس…بخوان حسیــــــن(ع)

می نویسم اشک…بخوان عشق می نویسم عشق…بخوان کربلا می نویسم کربلا…بخوان زینب(س) می نویسم زینب(س)…بخوان عباس(ع) می نویسم عباس(ع)…بخوان حسین(ع) چه شوری است امروز…چه شعوری است این ساعت…همه آمده بودند… پیرمردی میان جمعیت، با قدی خمیده و تسبیحی در دست، می ایستد و نفسی تازه می کند و می گوید: علمداریم ابالفضل… پسربچه ای، سینی […]

دل نهادن بر پشیمانی چه سود
1397/06/27

دل نهادن بر پشیمانی چه سود

حبیب ابن مظاهر می گوید: بعد از استقرار امام حسین(ع) در کربلا, من جلوی خیمه نشسته بودم، دیدم کسی دارد از جلوی دشمن می‌آید. نگاه کردم، دیدم «قُرَّه ابن قیس حنظلی» است. من او را می شناختم، آدم بدی نبود. تعجب کردم که در سپاه ابن زیاد چه کار می کند؟ جلو آمد، وقتی رسید […]

گوهرناب
1397/06/27

گوهرناب

عنایت ویژه امام حسین(ع) یکی از عرفای بزرگ نقل می کند که در حرم حضرت سیدالشهداء (ع) مشغول زیارت بودم. زیارت او شهودی بوده است. یعنی وجود مبارک امام سوّم را می دیده و عبارات زیارت را مستقیماً خطاب به محضر ایشان می خوانده است.- می فرماید: در حین زیارت، دیدم جوانی از درب ورودی […]