برگزاری برنامهی سهشنبههای مهدوی در حسینیه اعظم زنجان
آیین تعویض پرچم گنبد حسینیه اعظم زنجان در آستانه ماه ربیعالاول برگزار شد.
موکب پذیرایی شهدای حسینیه اعظم به مناسبت ایام سوگواری آخر ماه صفر برپا شد.
مراسم عزاداری شهادت امام رضا (ع) در حسینیه اعظم زنجان برگزار شد.
برپایی موکب پذیرایی شهدای حسینیه اعظم زنجان در ایام سوگواری آخر ماه صفر
برگزاری انتظار سهشنبه های مهدوی در حسینیه اعظم زنجان
پیادهروی اهالی روستای اژهاتو تا حسینیه اعظم زنجان،به نیت پیادهروی در طریق الحسین
دسته روی موکب عزداران حسینیه اعظم به مناسبت اربعین حسینی
روز اربعین حسینی، به نیت زیارت اباعبدالله(ع)، اهالی محترم روستاهای «اژهاتو» و «رازبین» طی مسافتی ۱۰ کیلومتری، با پیادهروی تا حسینیه اعظم زنجان، تجلی بینظیری از ارادت خود را به نمایش گذاشتند.
محفل انس با قرآن، عصر تاسوعا با حضور قاریان برتر استانی در حسینیه اعظم برگزار شد و ثواب قرائت آن نیز، به شهدای کربلا هدیه شد. این محفل قرآنی، هر هفته، چهارشنبه به همت پایگاه ۱۳ حسینیه اعظم با حضور قاریان جوان و نوجوان برگزار می شود که این هفته، به دلیل متقارن شدن آن […]
سجده سرخ در نماز ظهر عاشورا خورشید که به وسط آسمان رسیده بود، آواز قدقامت الصلاه مؤذن گوش نوازی میکرد. مردم از همه سمت به سوی جماعتی که پشت سر پیش نماز ایستاده بودند از یکدیگر پیشی میگرفتند. سال ها پیش هنگامی که ابوتمامه وقت نماز را به امام حسین (ع) یادآوری کرد، امام به […]
هنوز دو ساعتی به ظهر مانده بود. اما نگاه که می چرخاندی میان شبستان های حسینیه، می دیدی که عزاداران، همینطور از راه می رسند… درست مثل قطره های یک دریا به هم می پیوندند… ساعت 12:30 که شد، دیگر داخل شبستان ها جای سوزن انداختن نبود… و فوج فوج عزاداران را می دیدی که […]
قرار بود روز نهم جنگ شود… آن هم نه روز، بلکه شبانه… آرامش در سپاه حسین (ع) موج می زد… اباعبدالله (ع)، برادرش، عباس را صدا زد… _ عباس جان… امشب را از دشمن مهلت بگیر… می خواهم نماز بخوانم… و عباس اطاعت کرد… و اباعبدالله نماز خواند…. آن هم چه نمازی… به گمانم، هر […]
عاشوراست… روز دهم.. صدای چکاچک شمشیرها به گوش می رسد… زینب(س)، رقیه را بغل گرفته است و برایش از آب می گوید… از ابوالفضل علمدار… و سکینه گوشه ای نشسته است…به عمو می اندیشد… به اینکه اگر لب باز کند و بگوید آب، عمو به لب فرات می رسد… باب الحوائج است او… رباب علی […]
نذری برای نیازم، حتی از دور… تلفن زنگ می خورد: الو…حسینیه اعظم؟…سلام…یه نذری داشتم…صدهزارتومان می خواستم واریز کنم و…. گریه اش می گیرد… لطفا برای عزاداران، آب بخرید و توزیع کنید…به نیابت از دلِ شکسته من… اپراتور گوشی را می گذارد و روی برگه می نویسد خانم علایی، نذر آب، روز دسته… و دلش پر […]
ایستگاه صلواتی حسینیه اعظم زنجان در ورودی اتوبان تهران به زنجان برای مشاهده گزارش تصویری ایستگاه صلواتی بر روی لینک زیر کلیک کنید گزارش تصویری ایستگاه صلواتی