برگزاری برنامهی سهشنبههای مهدوی در حسینیه اعظم زنجان
آیین تعویض پرچم گنبد حسینیه اعظم زنجان در آستانه ماه ربیعالاول برگزار شد.
موکب پذیرایی شهدای حسینیه اعظم به مناسبت ایام سوگواری آخر ماه صفر برپا شد.
مراسم عزاداری شهادت امام رضا (ع) در حسینیه اعظم زنجان برگزار شد.
برپایی موکب پذیرایی شهدای حسینیه اعظم زنجان در ایام سوگواری آخر ماه صفر
برگزاری انتظار سهشنبه های مهدوی در حسینیه اعظم زنجان
پیادهروی اهالی روستای اژهاتو تا حسینیه اعظم زنجان،به نیت پیادهروی در طریق الحسین
دسته روی موکب عزداران حسینیه اعظم به مناسبت اربعین حسینی
روز اربعین حسینی، به نیت زیارت اباعبدالله(ع)، اهالی محترم روستاهای «اژهاتو» و «رازبین» طی مسافتی ۱۰ کیلومتری، با پیادهروی تا حسینیه اعظم زنجان، تجلی بینظیری از ارادت خود را به نمایش گذاشتند.
شبی تیره تر از سیاهی ! شام غریبان است و آغاز اسارت اهل بیت شهدای کربلاست. امشب حضرت زینب نمی داند که چگونه سوگواری کند برای برادرش ، برادر زاده ها و فرزندانش با این حال به اسارت رفتن با این غم بزرگ فقط صبر زینبی می خواهد. مگر می شود این رنج وسوز ومصیبت […]
خار مغیلانی که می گویند این است پای برهنه کودکان و شب تاریک و فرار از دست دشمن امان از دل زینب . . . ! وب سایت جامع حسینیه اعظم زنجان haz.ir
اشتیاق شهادت در رکاب پسر دخت پیامبر چنان شجاعت و دلاوری ای را در دل اصحاب اباعبدالله به وجود آورده بود که سفت و محکم ایستاده بودند و انتظار تیرهای کمانداران سیه دلی را می کشیدند که می خواستند اجازه ی اینکه فقط یک بار دیگر سرحسین بن علی به مهر برسد را ندهند . […]
درد دین سیدالشهدا (ع) را به کربلا کشاند سخنران شب یازدهم حسینیه اعظم زنجان درد دین داشتن را از شاخصههای انسان در مسیر تکامل دانست و گفت: این شاخصه در کربلا به اوج خود رسیده و از عوامل حرکت سیدالشهدا به این سرزمین بوده است. آیتالله علی فروغی امشب در جمع عزاداران حسینیه اعظم زنجان […]
من اشکم… همان اشکی که زهرا (س) ریخت برای مظلومیت علی (ع)… همان اشکی که علی (ع) در نخلستان به داخل چاه ریخت در فراق زهرا (س)… آری… من همان اشکم که حسن (ع) ریخت برای سادگی و مظلومیت مسلمانان و جگر پاره شدنش… من همان اشکم که حسین (ع) داخل گودال ریخت برای آتش […]
بار غمت را می کشم… آه حسین… از قتلگاه صدای مادر می آید… مرا نگاه کن… ببین زینبت را… ببین که تنهای تنها می روم… رقیه دیگر جانی برای گریه ندارد… و من… ای تکیه گاه من… قربان جسم بی سرت… مرا نگاه کن… ای عشقم… ای آرامشم… بار غمت را می کشم… تحریر : از […]
خورشید که به وسط آسمان رسیده بود، آواز قدقامت الصلاه مؤذن گوش نوازی می کرد. مردم از همه سمت به سوی جماعتی که پشت سر پیش نماز ایستاده بودند از یکدیگر پیشی می گرفتند و انتظار شنیدن اذان را به نیت خواندن نماز می کشند. سال ها پیش مردمانی معصوم و ظلم دیده به […]